تعریف واژه های تخصصی و پر کاربرد در ماساژ

تعریف واژه های تخصصی و پر کاربرد در ماساژ:[1]

ماساژ گیرنده:[2] به فردی اطلاق می شود که عمل مالش یا ماساژ بر روی بدن وی اعمال می گردد.

ماساژیست:[3] در زبان روسی ماسور یا ماساژ تراپیست به فردی اطلاق می شود که عمل مالش یا ماساژ را بر روی بدن ماساژ گیرنده اجرا می کند. با توجه به این نکته که در زبان روسی همانند زبان فرانسه اسامی دارای جنسیت می باشند از این رو به ماساژ دهنده مرد واژه ماساژیست[4] اطلاق می شود و به ماساژ دهنده زن واژه ماساژیستکا[5] اطلاق می شود.

ماسور:[6] با توجه به اینکه لغت ماساژ از زبان فرانسه گرفته شده است و در فرهنگ فرانسوی اشخاص دارای جنسیت می باشند، به ماساژ دهنده مرد واژه ماسور اطلاق می شود.

میسوس:[7] در زبان فرانسه به ماساژ دهنده زن میسوس می گویند. با توجه به اینکه لغت ماساژ از زبان فرانسه گرفته شده است و در فرهنگ فرانسوی اشخاص دارای جنسیت می باشند، به ماساژ دهنده زن واژه میسوس یا ماسوس اطلاق می شود.

ماساژ تراپیست:[8] از آنجایکه که ماساژ به عنوان یک مدالیته یا روش درمانی تلقی می شود، چنانچه فرد ماساژ دهنده تحصیلات علوم پزشکی داشته باشد و در کنار کادر پزشکی مشغول انجام فعالیت ماساژ باشد از واژه ماساژ تراپیست یا ماساژ درمانگر استفاده می شود.

ماساژور:[9] با توجه به اسم فاعلی گرفتن لغت ماساژ، هر وسیله غیر جاندار که بتوان با آن ماساژ انجام داد را ماساژور یا ماساژر می گویند.

استروک:[10] به هر حرکت دست در اجرای فن یا تکنیک ماساژ استروک می گویند. منظور از استروک تعداد حرکاتی است که برای اجرای هر تکنیک ماساژ بکار گرفته می شود.

ورزمان: کلمه‌ی ورزمان به معنای ورز دادن می باشد که هم ردیف کلمه ماساژ در ادبیات فارسی قرار می گیرد. باید خاطر نشان کرد که واژه ورزمان اولین بار توسط زنده یاد استاد امیر ندیری در فرهنگستان ادب پارسی در سال 1393 به ثبت رسید و در سال 1394 در کتاب بالولینگ نوشته امیر ندیری، انتشارات چوگان نیز این اثر نگاشته شد.

در برخی منابع از کلمه‌ی دست ورز بعنوان مترادف کلمه‌ی ماساژ استفاده شده است، لیکن از آنجایی که در تمامی ماساژها دست دخالت ندارد و انواع ماساژ بوسیله‌ی دست، پا، وسایل مکانیکی، الکتریکی، صندلی و تخت ماساژ وجود دارد و همچنین بخاطر وجود انواع ماساژهای تخصصی از قبیل ماساژهای لاغری، ورزشی و پزشکی (لنف، ریه، قلبی) نمی توان از کلمه ی دست ورز استفاده عام نمود. لذا کلمه‌ی ورزمان پس از رایزنی با فرهنگستان زبان و ادب فارسی بعنوان جایگزین مناسب کلمه ی ماساژ انتخاب گردید.

ورزگار: کلمه ی ورزگار به معنای شخص ورزدهنده می باشد که هم ردیف کلمه ی ماسور[11] یا میسوس[12] در ادبیات فارسی قرار می‌گیرد. این واژه نیز اولین بار توسط زنده یاد استاد امیر ندیری در فرهنگستان ادب پارسی در سال 1393 به ثبت رسید و در سال 1394 در کتاب بالولینگ نوشته امیر ندیری، انتشارات چوگان نیز این اثر نگاشته شد.

 ورزمان مترادف واژه ماساژ

ورزگیر: کلمه‌ی ورزگیر به معنای شخص ورزگیرنده (ماساژ گیرنده) در ادبیات فارسی قرار می‌گیرد. این واژه نیز اولین بار توسط زنده یاد استاد امیر ندیری در فرهنگستان ادب پارسی در سال 1393 به ثبت رسید و در سال 1394 در کتاب بالولینگ نوشته امیر ندیری، انتشارات چوگان نیز این اثر نگاشته شد.

ورزگاه: مکان یا محلی است که در آن ماساژ (اتاق ماساژ) انجام می‌شود. این واژه نیز اولین بار توسط زنده یاد استاد امیر ندیری در فرهنگستان ادب پارسی در سال 1393 به ثبت رسید و در سال 1394 در کتاب بالولینگ نوشته امیر ندیری، انتشارات چوگان نیز این اثر نگاشته شد.

منبع: کتاب شگردهای ماساژ کلاسیک با گرایش روسی؛ نوشته: بکتاش الهامیان، انتشارات: آوای ظهور

 

 

[1] Special Terminology of Massage

[2] Client or Customer or Patient

[3] Masseuse and masseur are French words. Many of the words used to describe techniques in Swedish massage are of French origin: effleurage, petrissage, tapotement, even massage. They were introduced in the late 1800s by a Dutch doctor, Metzger. Massage Therapist.

[4] Массажист

[5] Массажистка

[6] Masseur

[7] Masseuse

[8] Massage Therapist

[9] Massager

[10] Stroke

[11] Masseur

[12] Masseuse

این مطلب را به اشتراک بگذارید

Submit to FacebookSubmit to Google PlusSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn